بوی دماغ سوخته بعدشم يه عالمه پز به همه که بچه هاشون کوچکتر از آيسان هستند.

وسط تمرين کردنم در آن روزی که يادداشت پايين رو نوشتم کامپيوتر حسابی قاطی کردو هر يک دقيقه يکبار کانکشنم قطع می شد . درنتيجه تمرين نيمه تمام ماند. از آن وقت تا حالا هم هر چه سعی کردم پيامهام ارسال نميشه. مطمئن نيستم اين پيام هم ارسال شه ولی سعی خودم رو ميکنم.
تو جند روزاولی که من پام توی گچ بو د آيسان حسابی به من کمک می کردو درواقع اون شده بود مامان و من دخترش . همه جور برام مايه گذاشت. از اين کار هم خودش لذت می برد هم من. خدا نصيب همه تون که نی نی و جوجول داريد بکنه که هرچه زودتر بزرگ شن و براتون مادری !( يا پدری!) بکنن. خيلی کيف داره.01.gif

/ 3 نظر / 7 بازدید
toptop

حتما يه سر بزن ،‌ تبليغ وبلاگت رو بنويس...اينجا يه وبلاگ مخصوص تبليغه..... به همه هم گفته ميشه ....بيننده کسب کن اينجووری : http://tablighat2003.persianblog.ir

ساروي كيجا

آخ جوووووووون » راست ميگی ؟ من که حسابی تنبلم . لابد هی به نی نی ارد ميدم اين کار رو بکن ، اون کار رو بکن .. خدا به دادش برسه (: