کی بود کی بود من نبودم!!!

- يه اتفاق  کوچک بد، يه کم  نگراني، قدری اخم و بدخلقی و پشت بندش  گرفتگي روحي( بي شباهت به گرفتگی عضله نيست!) <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

- اتفاق ناخوشايند بعدي، يه ناکامي کوچک ديگه  و حساسيت به توان هزار.

- يه تف سربالاي بزرگ مثل يه درد دل خيلي ساده با يه دوست، پشت سرش واکنش غير منتظره ازاون و کشیده شدن مسئله به دیگران وپيچيده شدنش و گم شدن صداي تو توي حرفاي ديگران و بعد يه حس بي اعتمادي و باز هم گرفتگي و گرفتگي و گرفتگي.

- چند روزي یه احساس تلخ و گزنده ، جاري شدن  اشک و هق هق گريه  با هر تلنگرو .........................

 

 

يه اتفاق کوچک خوب مثل يه برخورد خوب از کسي که فکر مي کردي ازت دلخوره يا مثل ناهار خوردن تو رستوران با يه دختر کوچولوي ماماني که همه وجودته و تازه ده سالش شده.

اتفاق خوب بعدی مثل ديدن چند تا دوست توي گروهي که قراره هر هفته هم رو ببينيد.

و زنجیره ای از اتفاق های خوب  .......... و یه احساس شیرین و دوست داشتنی و دوباره خنده و دوباره عشق به همه و  دوباره سلام زندگي .

کي بود باهات قهر کرده بود؟ من که نبودم!

 

 

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
مجید

راستش فکر کنم دوتاشم تو زندگی لازمه

elina

خيلی باحاله بلاگتون...ای ول...موفق باشيد.

?

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟