چه موقع خواستن توانستن است؟

از دوستی شنيدم که درمورد وقايع اخير می گفت: مشکل اين است که ما می دانيم چه نمی خواهيم اما نمی دانيم چه می خواهيم به نظرم اين گفته خيلی جالب و معنی دار اومد و فکر می کنم ريشه خيلی از سردرگمی های ماست. يادم افتاد در يک مصاحبه استخدامی با چند نفر که من هم جزو گروه مصاحبه کنندگان بودم يکی از سئوال ها از فرد اين بود که دلت می خواد ده سال ديگه همين موقع چه وضعيتی داشته باشی ( بيشتر منظور موقعيت شغلی و اجتماعی فرد بود) اغلب کسانی که اين سوال ازشان شدجواب درستی برای مسئله نداشتند. يا خيلی با ترديد جواب دادند يا بيشتر به حالت طنز يا ناباوری موقعيتی رو که فکر می کردند هرگز نخواهند داشت می گفتند. اگر بخوام رو راست باشم بايد بگم اگر از خود من هم ناگهانی همچين سوالی می کردند احتمالا جواب خيلی درستی نداشتم. منظورم از جواب درست رويايی دوردست و دست نيافتنی ( مثلا می خوام فضا نورد باشم!) يا يک موقعيت سهل الوصول ( مثلا می خوام شعل مناسبی داشته باشم) نيست . بلکه يک خواسته ( يا کمی غليظ تر يک آرزوست) که فاصله اش با واقعيت اينقدره که در چارچوب همت و توانايی های بشری با مقدار متنابهی بلندپروازی و جسارت و شهامت و تلاش ميتوان بهش رسيد. به نظر خيلی ساده مياد. ولی اگه تونستيد اين خواسته ( آرزو) رو خوب و درست تشخيص بديد تا تلاشتون به هدر نره يا يه روزی احساس غبن نکنيد واقعا هنر کرديد. مهم فهميدن همان نقطه خاص يا سربه سر در توان و قابليتهای شخصی ما- امکانات و واقعيتهای محيطی و آمال و آرزوهامونه. به نظر من تفاوت يک آدم موفق با ناموفق در همينه. خدايا بينشی عطا کن که در همه مسائل اون نقطه رو که من اسمش رو ميگذارم نقطه سر به سر و به نظرمن خيلی مهمه دريابيم. باقيش انشاالله با لطف تو و تلاش خودمون حله!!! الهی آمين.
مامان آیسان

/ 2 نظر / 6 بازدید
nevisande

می خوام آروم باشم..ده سال ديگه..حتی اگه آروم بودن معنی اش مردن باشه