بازم بيخشيد!

مثل اين كه من نوشتم ده روز يادم رفت ضريبش رو هم ياد آوري كنم شد دو تا ده روز. با عرض پوزش ببخشيد از همه دوستان گزارش روز به خودم و شما:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

هردو سفر به ما خيلي خيلي خوش گذشت . سفر اولي به چمخاله بود و با دوستان شوخ و شنگ و تمام نشاط و خوبيهايي كه يك سفر با تعدادي دوست خوب مي تونه داشته باشه داشت. ساحل چمخاله به نظر من از هميشه زيباتر و تميزتر بود. نمي دونم اين خاصيت فصلي بود كه رفته بوديم يا واقعا براي تميزو قابل استفاده كردن ساحل كاري انجام شده بود. من خودم زياد اهل آب نيستم و فقط از حاشيه آب و ماسه هاي توي ساحل و طبيعت اونجا لذت بردم ( البته به جز يك بار كه توفيق اجباري حاصل شد و به وسيله دوستان با مانتو و شلوار و روسري توي آب پرتاب شدم !!) ولي آيسان با چند تا از دخترخانمهايي كه همراهمون بودند حسابي توي دريا ( البته در محدوده مجاز) شنا كرد و حسابي هم برنزه شده . حتما از اون سفرهاست كه هميشه به يادش مي مونه. سفر دوم هم اگر چه همراهان ما رو قال گذاشتند ولي مدل فك و فاميلي و به قول معروف صله رحم بود و اون هم زيبايي هاي خاص خودش رو داشت . اما متاسفانه وضعيت ساحل درياچه اروميه ( در شرفخانه )  دلم رو به درد آورد. اينقدر آب عقب رفته واينقدر به اين ساحل بي توجهي شده و كثيف و غير قابل استفاده بود كه واقعا به جاي لذتي كه بايد آدم از تماشاي چنين طبيعتي ببره غصه اش می گيره. به هر حال جاي همه دوستان در هر دو سفر خالي.

و اما بعد از سفر حسابي درگير همه چير بوديم وهستيم . اولش كه جابه جا كردن وسايل و خانه تكاني آخر تابستان براي استقبال پاييز( كه البته هنوز هم تموم نشده ) و تهيه وسايل مورد نياز آيسان و بعدش هم كلي كار اداري عقب مونده. 

به هر حال زندگي همينه. اما نمي دونم چرا من با اين كه زندگي خيلي معمولي و ساده اي دارم وهيچ كار شق القمري توي زندگيم انجام نمي شه اينقدر هميشه وقت كم مي يارم. فكر مي كنم شبانه روز من چند ساعتي كمتر از ديگران داره و قدري ازش يواشكي كش رفتن!! به خدا آدم بي برنامه اي هم نيستم. خدايي ناكرده  توكساني كه با من آشنا هستند به عنوان يك مديرخوب شهرت دارم و يكي از نقطه قوت هام هم هميشه برنامه ريزي مناسب و توانايي حصول به نتايج قابل انتظاربوده. اما مثل اين كه زندگي رو گرداندن از هر پروژه كاري سنگيني هم  سنگين تره . البته كه همينطوره!! بايد هم باشه . مگه نه ؟

 

راستي يه سري به اينجا بزنيد. مي تونه براتون جذابيت داشته باشه . من كه خودش و وبلاگشو خيلي دوست دارم. خواهرزاده امه.

 

/ 9 نظر / 3 بازدید
tinab

سلام رسيدن بخير / چه عجب!!! / سوغاتی چی ؟؟؟ چيه حالا سالی يه روز می خوای خونه را جمع و جور کنی بايد شهر و خبر کنی خب نکن کی مجبورت کرده من که از دل آقا خبر دارم غر نزن کار ، کار هم نکن . اما از جمله فوايد کار اين است که روزها را کوتاه و عمر را دراز می کند / و مشهوری گفته : هر اندازه که علل طبيعی انسان را به استراحت سوق می دهد بهمان اندازه هم عوامل اخلاقی بايد او را از استراحت دور کند . مواظب خودت باش

راحله

سلام دلم واستون خيلی تنگ شده اما من با اين که يک عالمه وقت دارم و يه دنيا بی کارم هم نمی دون چرا وقت کم ميارم و نمی تونم بهتون يه زنگ بزنم آيسان خوبه حتمن يه عالمه لوازم مدرسه خريده و کلی ذوق داره به بابای بچه سلام منو برسونين چه قدر دلم می خواست باهات ميومدم

afaryneh

سلام .. موفق باشی و هميشه سفرهای بياد ماندنی ای را پيش رو داشته باشی .. با آرزوی مهربانی و شادمانی برای تو دوست عزيز و دوست داشتنی ..

tinab

خيلی ممنون خانم حالا ديگه ما را می ذاری سر کار و ميگی اينجا را بزن . اگه راست ميگی خودت بزن

بی بی

به به. خوش اومدی. رسيدن به خير. منتظر بقيه ی نوشته هات هستيم. راستی خسته نباشی. می‌دونم که آخر تابستون حجم کارهای خونه و بيرون از خونه يکباره خيلی زياد می‌شه. اميدوارم خستگی از تنت در رفته باشه و وبلاگت رو فراموش نکنی. شاد و سلامت باشيد. من خبر نمی‌دم چون می‌دونی که من هميشه در حال آبديت کردنم! :دي

farhad

آب نخود برره بخور زبونت باز بشه و کمی هم قوت بگيری تا اين همه مدت نری تو کما

ziba

سلام . سفر خوش گذشت. من تازه با وبتون اشنا شدم . مطالب قشنگی مينويسيد. اسم وبتون رو ازوبلاگ مامان ديبا پيدا کردم . بازم ميام .راستی ايسان جون چند سالشه ميره مدرسه؟به منم سر بزنيد خوشحال ميشم

dorna

سلام مادر بودن شغليه که ۲۴ ساعته هست و مرخصی هم ندارهو تنها شغلی هم هست که آدم هيچوقت نميخواد ازش استعفا بده واسه همينه که وقت کم مياری عزيزم خدا خانوادت رو برات حفظ کنه اگه با تبادل لینک موافق بودی خوشحال میشم خبرم کنی.سراغ من هم بيا

ziba

salam hayde jan shoma ke hanuz ap nakardin. .aysan jan ro bebusin . be omid didar