يک تجربه شيرين

خوب بالاخره روز موعود رسید واز فردا ساعت کارمن کم میشه و تا ساعت 2 بیشتر دفتر نمی مونم و می تونم وقت بیشتری رو با آیسان خانم گل بگذرونم.مدتها بود آرزو به دل بودم که این کار رو بکنم. اما به هزار و یک دلیل مقدور نشده بود تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم که حتی به قیمت از دست دادن کارم هم شده امسال دیگه آیسان از دربه دری و انتظار تا ساعت شش و نیم یا هفت  شب که من برسم خونه نجات پیدا کنه و کمی هم وجدان درد خودم از بابت این که همیشه بیشترین ساعات زندگیم بیرون از خونه گذشته تسکین پیداکنه. خوشبختانه اين بار اصرار من تا این لحظه جواب داده و باهام موافقت شد که از 15 شهریور تا ساعت 2 بمونم .معنی این مسئله اینه که ما دوهفته وقت داریم که بعد از ظهرها بدون بدو بدو دنبال تهیه و تدارک مدرسه برای آیسان باشیم و مقداری هم به پارک و گردش و تفریح بگذرونیم و از اول مهر هم بیشتر روزها من و آیسان با هم به خونه می رسیم و می تونیم بعد از ظهررو کلا با هم باشیم. اینقدرهر دو از این مسئله ذوق زده هستیم که از یک هفته پیش داریم برای این موعد فرخنده تدارک می بینیم. یه خونه تکانی حسابی کردیم و به خصوص اتاق آیسان رو با بیرون دادن یه سری خرت و پرت هاش خلوت کردیم. برای تنها جایی که تو خونه نور کافی برای گل و گیاه داره یعنی جلو پنجره آشپزخانه یه فلاورباکس بزرگ  پر از گل سفارش دادیم و کلی با دیدنش حال می کنیم و بنده هم بعد از مدتها قهر با آشپزی و چشم به دست شهنازجون پرستار آیسان بودن برای یک وعده پلو و چلو چنان پخت و پزی می کنم که بیا و ببین. به محض این که به این فکر بازیگوش مجال می دم هزارو یک برنامه برای این ساعات بعد از ظهر به مغزم خطورمی کنه. ولی فقط به اونهایی رو نشون می دم که بتونه برای همه خانواده جذابیت کافی داشته باشه. البته حساب مطالعه جداست. یک طومار از کتابهایی که می خوام بخونم آماده کردم و باید تهیه شون کنم که در فرصت های مناسبی که پیش می یاد به تدریج مطالعه شون کنم  و عقده های  چند سال اخیر رو خالی کنم. فکر می کنم دیدن فیلمهای زیادی هم که فرصت دیدنشون رو تو سینما پیدا نکردیم می تونه خوب باشه. راستی یادم رفت بگم. شروع کردیم بعضی شاهکارهای ادبیات جهان رو که مناسب  سن آیسانه  با هم بخونیم . شازده کوچولوو بابالنگ دراز رو خوندیم و الیورتویست و سپید دندان هم تو صفند. برای خود من تجربه خیلی لذت بخشیه چون من این کتابها رو سالها پیش خوندم و بیشتر از این که محتوای کتاب رو به یاد بیارم حس و حال خودم رو در ضمن و بعد ازخوندن کتابها یادمه. دلم می خواد ببینم دوباره خوندن اونها چه حس هایی رو تو من زنده می کنه. امیدوارم همه برنامه ها خوب پیش بره و خانواده شمعدانی روزهای خوبی رو زیر آسمون آفتابی باقی مانده تابستان و بارانی و برفی  پاییزو زمستان امسال  تجربه کنیم.      

/ 23 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيب هاي سرخ و زرد

سلام ؛ وقتي فهميدم چه اتفاقي براي آيسان عزيز افتاده خيلي ناراحت شدم ؛ اميدوارم صبور باشيد تا انشاا۰۰۰ سلامتيش رو بدست بياره / سرزنده و شاد باشيد

آسیا

مامان عزيز آيسان. چقدر عالي ! انقدر براتون خوشحال شدم كه انگار همچين موهبتي نصيب خودم شده. علي الخصوص كه با رسيدن مهر متقارن شده اين برنامه... خوش باشين و لذت ببرين.

حسنك وزير

سلام -خوبی خوشيد سلامتيد-آيسان جون خوبه-اميدوارم مدرسه رفتن را دوست داشته باشه -تعطيلات بهش خوش گذشته باشه-خوشحالم که به هدفتون رسيديد و بيشتر در کنار خانواده ايد ببخشيد دير شد

memol

سلام دوست من ... وبلاگت زيباست ... هر چند که من يه کم با نوشته هاش غريبه ام ولی دلنشين بود . ياحق

Mehdi

خوش به حالتون.

راحله

خوش به حالتون منم دلم بچه می خواد که به بهونه اش زود برم خونه. شوخی کردم مبارکه

.::. Gelayeha .::.

سلام. ممنون که بهم سر زدين. راستی به روز کردم. خوشحال می شم تشريف بيارين :)

حامد: پاييز باروني

سلام. ممنون كه وبلاگم اومدين... بعد از يه دوره فشرده و شلوغ پلوغ روزايي كه مي توني بيشتر كارايي رو كه دلت مي خواد انجام بدي خيلي مي چسبه! فقط خيلي وقتها همين فرصتها هم بدون اينكه استفاده مورد انتظارو ازشون ببري تموم مي شن. كه با اين فعاليت و برنامه اي كه براي مطالعه و ... دارين بهتون تبريك مي گم...

ملت ايران

در جوامع بين المللي اين شبهه ايجاد شده كه ملت ايران از زندگي در سايه ي جمهوري اسلامي راضي و خشنودند . براي نشان دادن اعتراض و نارضايتي مان به دنيا ، يكشنبه 5 مهرماه از ساعت 4 بعد از ظهر در خيابان انقلاب مقابل دانشگاه تهران حضور خواهيم داشت و در پياده روها قدم خواهيم زد . اين يك راه پيمايي خاموش است و هيچ گونه شعاري داده نخواهد شد . تنها حضور ميليوني ما فرياد اعتراض ماست .