يک روز زمستانی تمام عيار

روز تعطيل و بارش برف و سرماخوردگی شديد ( به انضمام آوای فين فين فراوان)  و آش رشته داغ ( که بعد از عمری خودت هوس کردی و پختی و باجسارت تمام به درو همسايه هم دادی) اين ميشه يک روز زمستانی تمام عيار.

امروز روز خوبی برای بيرون رفتن هم بود اما متاسفانه من به دليل اين که عليرغم سرماخوردگی شديدی که داشتم ديروز بعد از ظهر ناپرهيزی کردم و با همسرگرامی و آيسان به بهانه کمی خريد يه تجريش گردی حسابی کرديم امروز حالم خيلی بد بود و به جز صبح که رفتم دکتر ديگه نتونستم بيرون برم . اما همسرگرامی و آيسان همراه با خواهرم رفتندنمايشگاه مبلمان و دکوراسيون که ار امروز تا يکشنبه برگزار می شه. من و ناهيد خواهرم با اين که او ده سال از من بزرگتره قدری به هم شبيهيم که  وقتی کنار هميم گاهی اشتباه می گيرنمون . چه برسه اين که ناهيد امروز با اهل و عيال من رفته بود و خود من نبودم امکان اين اشتباه بيشتر بود و من منتظر بودم براشون اتفاقات جالبی بيفته. شرکت ما هرسال در اين نمايشگاه شرکت می کرد و امسال شرکت نکرده و چون خيلی از شرکت کنندگان در نمايشگاه هم صنف و همکارای خودمون هستند ( البته بخش مبلمان و دکوراسيون اداری و نمايشگاهيش) تو اين نمايشگاه با خيلی از غرفه دارها آشنا هستيم و سلام وعليک می کنيم . جالب اين که وقتی وحيد و آيسان با ناهيد وارد اين غرفه های آشنا می شدند خيليها تو ی شش و بش مونده بودند که دارند درست تشخيص می دن يا نه وبعضی ها هم بی مهابا با ناهيد به جای من سلام عليک کرده بودند . خلاصه وقتی اومدن بهشون خيلی خوش گذشته بود و حسابی خندان بودند. کاتالوگ ها وبروشورهايی که آورده بودند جالب بود و توصيه می کنم هرکدومتون علاقمند به دکوراسيون داخلی هستيد حتما بريد اين نمايشگاه رو ببينيد. امسال دکوراسيون خانگی خيلی به بخش اداری غالبه. من هم انشالله کمی بهتر بشم می رم.

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی بی

اين شناور بودن حرف خوبی بود که زدی. بايد تمرين کنم. اگه همش بخوام شنا کنم که پدرم در مياد!

رضا خرم آبادي

چه وبلاگ جالبی .مرسی که اومدين . راستش اون کتاب خيلی بيش از يک بار خوندن داره . اميدوارم باز هم حضور گرمتون رو در وبلاگم حس کنم و هرچه زودتر کسالتتون هم رفع شه . در پناه حق .

مامان فریدخت

سلام... ممنون که بهم سر زدی...خیلی وقت یش وبلاگت رو چندین بار خونده بودم ...دوباره ییدات کردم :) لینک دادم بهت...موفق باشی و سلامت

آنا

کاش توی تعطيلات فهميده بودم که همچين نمايشگاهی هست . فکر نمی کنم فردا که آخرين روزشه فرصت کنم برم ببينم . منم مريض بودم ولی با پررويی تمام برف بازي هم کردم .

مامان امیرعلی ونیایش

چه خوب که خوش گذروندين!ما که هيچ چی!در ضمن من هم يه خواهر ده سال کوچکتر از خودم دارم که عين خودمه!

مامان ليلا

سلام -اولين باره كه وبلاگ يه مامان رو ميخونم خيلي خوشحال شدم بلاخره ما مامانها حرف همو بهتر ميفهميم مخصوصا اگه مثل هم كار بيرون هم داشته باشيم.موفق باشين

tinab

خدا شفات بده زمستان و تابستان همش مي نالی !!! ميگم حالا به خواهر خودت هم حسادت می کنی اگر منو و اقا شما شناس داشتيم ( نون زير کبابمان) ۱۰ کوچکتر می شد نه ۱۰ سال بزرگتر . خيالت راحت باشه

مامان تینا و سینا

سلام من بار اولمه که به اينجا اومدم . ايشالله که تا حالا رفع کسالت شده باشه . راستش از اسم آيسان خوشم اومد که باعث شد اينجا رو ببينم. راستی آيسان چند سالشه ؟ خدا واستون نگه داره .

Shahab

سلام وبلاگ جالبی دارین . امیدوارم زودی حالتون خوب بشه. موفق باشین. یه سری هم بخ من بزنین

tinab

سلام سری زدم برای عرض ادب اميدوارم حاتون خوب شده باشه و فردا جمعه بتونين مجددا يک اش رشته خوشمزه اما بدون محتوای فين فين به همسايه ها تعارف بفرماييد