چگونه مي شه با تجسم خلاق از زندگي بيشترين لذت رو برد!

1-  اول بايد به پوکي دندون! مبتلا شده باشيد و هر يکي دو ماه يکي از دندونهاتون از وسط بشکنه ياخرد بشه و بعد ناچار بشيد همه اون دندونها و بقيه دندونهاي مشکوک به شکستن در آينده رو روکش کنيد و هفته اي دوبار هر بار يکي دو ساعت به همين منظور زير دست دندانپزشک محترم بنشينيد و ازآمپول ها و دريل کاري هنرمندانه ايشون و موادي که براي قالب گيري توي حلقتون مي کنه بهره مند بشيد وبه اندازه تمام پس اندازهايي که نداريد هزينه کنيد. شما در اين حالت مي تونيد خودتون  را بادندان هاي محکم، رديف و زيبا مجسم کنيد و طعم ته ديگ رو زير دندان ها تون مزه مزه کنيد تا لذت واقعي اين کار رو درک کنيد. 04.gif<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

2-  اول بايد همسر تون و دخترتون تحت نظر دو متخصص تغذيه مختلف با برنامه هاي کاملا متفاوت رژيم بگيرند وشما مهمترين کار زندگيتون اين بشه که از روي دو تا پلي کپي يادداشت برداريد که کی امروز و فردا بايد چی بخوره وهي سبزي و کاهو و کرفس و کدو و لوبيا سبز بخريدو بشوريد و لوبيا پلو و خورش کدوي بدون روغن و خوراک هفت بيجار بپزيد و ماست و خيار و سالاد درست کنيد. البته شما هم از مازاد غذاي اونها مي خوريد و در طول حدود يکماه دخترتون با يه رژيم معتدل دو کيلو ونيم و همسرتون با يه رژيم سخت تر هفت کيلو وزن کم مي کنه و شما واريس مي گيريد . درطول اين دوران شما  مي تونيد مجسم کنيد که چقدر خانواده سالم و خوش هيکلي هستيد و اين دفعه که براي خريد لباس تشريف مي بريد ديگه مجبور نيستيد تمام ميلاد نورو سرتا ته وليعصر رو زير و رو کنيد و در اولين مغازه همون لباسهايي رو که دوست داريد مي تونيد بخريد و اشک دخترتون براي پوشيدن شلوار جين فاق کوتاه و زلم زيمبويي که اندازه اش نميشه در نمياد. دراين حالت شستن و پختن کدو و درست کردن سالاد و ماست و خيار شيرين ترين کار زندگيتون مي شه. 03.gif

3-  اول بايد دخترتون در شرف تغيير مقطع باشه واز دبستان بره راهنمايي . بعد شما از دو ماه قبل تمام راهنمايي هاي منطقه خودتون و دو سه تا منطقه هم مرز رو بررسي کنيدو چون  اغلبشون  امتحان ورودي دارند و معلوم نيست تو کدومشون قبول بشه براي اين که بعد از مشخص شدن نتيجه امتحان انتخاب بيشتري داشته باشيد به اغلب اونها مراجعه و پيش ثبت نام کنيد تا بتونه تو امتحان وروديشون شرکت کنه و بعد  حالا هم که امتحان دخترتون تموم شده تا دو هفته اونو از اين مدرسه به اون مدرسه ببريد تا امتحان ورودي اونها رو بده . شما مي تونيد مجسم کنيد که چه مادر مهربان و بافکري هستيد و فردا دخترتون به خاطر رفتن به يک مدرسه خوب و تحصيلات مناسب مي تونه مدارج ترقي رو طي کنه وازشما تشکر کنه که چنين مادر خوش فکري بوديد( کي بود گفت زرشک!!)11.gif

4-  براي اين مرحله لازم است که شما شاغل باشيد و يه دختر يازده ساله داشته باشيد و بيش از سه ماه تعطيلات تابستون در پيش رو و هيچ کمکي هم از فاميل نتونيد بگيريد و لازم باشه حداقل سه روز در هفته معادل ساعاتي که سر کارهستيد حدودا از 9 صبح تا 3 بعد از ظهر اون رو يه جايي بگذاريد که بتونه کار مفيدي انجام بده و بقيه هفته رو توي سرخودتون بزنيد . هزارتا کلاس تابستوني ورزشي ، فرهنگي وهنري دور و برتون تشکيل بشه وشما پاهاتون تاول بزنه از بس که از اين  مجموعه فرهنگي هنري به اون مجموعه ورزشي و ازاين کانون به اون انجمن بريد ، ولي به هر کدوم مراجعه مي کنيد ببينيد برنامه اش مناسب اينه که يه  مامان خونه دار باشي و ماشين هم زير پات باشه بچه رو يک يا دو کلاس ثبت نام کني وسر ساعت ببري و بياريش . هيچکدوم مناسب چند ساعت برنامه رو با يک تنوع و ارزش نسبي پرکردن نباشه. اونوقت شما مي تونيد مجسم کنيد که در کشوري زندگي مي کنيد که امکانات بسيار عالي براي پرورش کودکتون در اختيارتونه و شرايط اجتماعي به گونه ايه که به راحتي مي تونيد يه زندگي شغلي و اجتماعي فعال داشته باشيد.33.gif

5-  براي اين قسمت لازمه شما توي يک شرکتي کار کنيد که مولود همکاري دو تا شرکت ديگه است و درعين حال که براي خودش مديرعامل و دفترو ... داره رابطه تنگاتنگي هم توي کاراش با اون دو تا شرکت ديگه داره و در نتيجه شما به جاي يک مديرعامل سه تامديرعامل داريد و آچار فرانسه هر سه تا شرکت هستيد و ازهمه فرمان ميگيريد.نوع کارتون جوريه که تعطيلي و غير تعطيل نمي شناسه و خيلي وقتها از خونه ناچار به ردو بدل کردن اي ميل يا پيگيري تلفني براي رديف کردن کارتون مي شيد و حتي توي تعطيلي ها هم اگر پروژه اي باشه که اغلب هست آن کال هستيد اما فقط به خاطر حقي که براي خودتون به زور ايجاد کرديد که تو قالب ساعت کار اداري نريد و روزها يکي دوساعت زودتر بيايد خونه هر وقت صحبت از کارکردن مي شه ميگن خانم فلانی که هيچوقت سر کار نيست. نيمه وقت کار مي کنه! دراين مورد هيچ تجسم خلاقي نمي تونيد بکنيد و فقط مي تونيد دو بامبي بزنيد توي سر خودتون!!17.gif

 فعلا بسه رخت چرک ها منتظرند. تابعد!!

 

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آفرينه

سلام هایده خانوم مهربون ... تجربيات جالبی بودن ... اميدوارم هميشه مهربان و موفق باشی ...

درنا

چه قشنگ و جالب از اين اعمال شاقه نوشتی خصوصا دندون پزشکی اوه اوه اوه

لوسيفر

دوست عزيزم. امروز بالاخره نظرات شرکت کنندگان در بحث لوسيفر يا گابريل را جمع بند کردم. ضمن تشکر از شرکتت در اين مباحثه توجهت را به اين نتيجه گيری جلب می کنم. نهايت توان و قدرتم را به کار بردم تا اين جمع بندی منصفانه باشد.

زئوس

سلام مادر خوب ... سلام همسر خوب ... همه قسمتها رو خوندم ... چقدر قشنگ نوشته بودی ... خيلی عالی بود ... قسمت پنجم رو حس کردم .... مرسی از اینکه اومدی و بهم کادو تولد دادی ... ممنووووووووووووووووونم

oliera

6- در این قسمت میتونید لحظه ای رو تصور کنید که موبایلتون تو دست خانومتونه و ساعت 11.5 شب به اشتباه زنگ میخوره و یه خانوم از اون طرف میگه عزیزم سلام و وقتی صدای یه خانوم رو میشنوه که با غیض میگه "شما؟" تلفن رو قطع میکنه... 7- حالا این هم میتونه جالب باشه که با دوستانتون رفته باشید پارک و در حال خرید بادکنک برای بچتون باشین و پسر دوستتون از شما بخواد که یه بادکنک هم برای خواهرش بخرید و بعد خانمتون از این خرید نتیجه گیری غیر اخلاقی کنه... 8- در این قسمت از ترس چیزی نمینویسم تا با ذهن خلاق خودتون کاملش کنین. ...................بابایی

می گل-گل چه

ولی مطمئن باشين ما بچه ها هميشه قدر شما مامان ها رو می دونيمخسته نباشين مامان هايده.

می گل-گل چه

هايده خانم .نتيجه ی سوده رو دادن خبر دارين؟آيسان جون چکار کرد؟

داوود

رفت بايد رفت اينجا جای ماندن نيست کلام آشنا بود کلام از لبان خسته ميامد برون زنجير بر پای مردمان سنگين خامش چشمان بيفروغ ليک گاهی ميخنديدند گاه ميگريستند گاه خموش گاه فرياد کنان و اينست زندگی در جاده ای بی انتها ناخواسته ماييم ميرويم اسيرانيم در زندان زندگی گاه به جبر ميخنديم گاه به زور ميگرييم

ماماني

سلام هايده جون/ خسته نباشی خانوم گل واقعا مامان مهربون و خوبی هستی معلومه که آيسان گل قدر اين مامان خوبش رو می دونه .ايشالله که آيسان گلمون هم تو امتحانات ورودی قبول بشه که حتما می شه . مواظب خودتو و دندونات هم باش . يه مدتی بود که ميومدم اينجا هر چی صبر می کردم هيچ نوشته ای رو صفحه نمی اومد تا اينکه امروز درست شد يه دفعه نگی بی وفا هستم ها هميشه به يادت هستم .ببوس آيسان رو .