نرمی بال های پرواز

دلم براي نوشتن تنگ شده  و مي خوام يه چيزي بنويسم به خصوص که دارم کتاب دفترچه ممنوع آلبا دسس په دس رو مي خونم که نوشته هاي يک خانم تقريبا هم سن و سال من توي دفترچه ايه که اون رو از همه پنهون نگه مي داره و عجيب به آدم براي نوشتن انگيزه مي ده. ولي عليرغم ميلي که دارم نمي دونم چرا فکرم جمع وجور نمي شه. مدرسه ها شروع شده و آيسان خيلي شاد و شنگول به مدرسه مي ره. خوشبختانه مدرسه اش هم خيلي تدارک خوبي براي شروع سال تحصيلي ديده بود و بدون وقفه درس و مشق و امتحان شروع شد! انگار که الان وسط ساله و اول بسم الله هر دومون حسابي درگير شديم. آيسان هنوز دستش توي گچه و با دست گچ گرفته انصافا خيلي سعي مي کنه همه تکاليفش رو کامل انجام بده. ولي انشالله پس فردا اگه همه چي روبراه باشه دستش دکتر گچ دستش رو باز مي کنه. اگر چه تصميم گرفته بودم مدتي به هيچ چيز متفرقه اي غير از کار رسمي ام و مسائل خونه فکر نکنم موضوع جالبي اتفاق افتاده که نمي تونم ازش بگذرم. حدود هفت هشت ماه پيش دنبال اين بودم که يه مجموعه اي تحت عنوان زن در شعر شاعران امروز رو گرد آوري کنم .مدتي رو اين کار تحقيق کردم و دنبال شعرهاي مناسب گشتم که نمي دونم جستجوي من کافي يا درست نبود يا واقعا شاعران امروز کمتر به طور مستقيم در اشعارشون به زن اشاره کردند. به هر حال نتونستم کار رو خوب به ثمر برسونم. ولي در اثر مطالعه اي  که اين چندوقت روي مسئله کردم و اشعار زيادي که خوندم احساس کردم يه کلامي موزوني در اين رابطه تو دلم داره جوونه مي زنه  و خلاصه اون کلام رو روي کاغذ آوردم. چند وقت پيش که توي سايت هاي مربوط به کتاب پرسه  مي زدم ديدم يکي از اونها اعلام کرده اگر مجموعه اي داريد که علاقه منديد براي چاپ بررسي بشه اطلاعاتش رو درج کنيدکه من هم مشخصات کارم رو نوشتم. سه چهار روز پيش از يک انتشاراتي باهام تماس گرفتند و گفتند به موضوع علاقه مندند و خواستند مطالب رو براي بررسي بفرستم. اگر چه خودم خيلي از اين نوشته ها خوشم مي آد نمي دونم واقعا توي قد و قواره  مطلوب براي خوندن ديگران و يا احيانا چاپ شدن هست يا نه؟  ديگران که واردترند بايد اون رو محک بزنند. به هر حال برام  تجربه جالبيه وبي صبرانه منتظر نتيجه ام.  تاحالا جرات نکرده بودم ذکري از اين نوشته ها به ميون بيارم . شايد خنده دار به نظر بياد ولي عليرغم علاقه اي که هميشه به نوشتن و به خصوص شعر داشتم هميشه هم از فکر که ممکنه کسي نوشته هام رو بخونه و به احساس پشت اون پي ببره خجالت مي کشيدم. اين هم از اون ترسهاييه که بايد يه روز بالاخره بهش غلبه کنم. برای شروع اين مبارزه يکی از اون نوشته ها رو در زير مي آرم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

       پرواز 

تا خويشتن

 

از اعماق دره

چشم به قله هاي رفيع دوخته اي

و مي انديشي:

چگونه بايدم رفت

از اين مغاک

بر آن فراز!

 

غافل از اين که

تو خود بر اوج قله استاده اي

و همه عالم زيرپاي توست.

 

به درون خود نظر گن

و هروقت دلت براي اوج تپيد

چشم به آسمان بدوز،

به آن جا که نيمي از خود را در نهاد فرشتگان به وديعه نهادي

و به ياد آر نرمي بال هاي پرواز را. 

 

 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

سلام.حتما اين کتاب را خواهم خواند.راستی اگه ميشه آدرس اين سايتی که گفتی را به من بده

مجید

اميدوارم که اولين تجربه شاعتون با موفقيت فرهنگی و تجاری روبرو بشه.

راحله

سلام مدتی بود تو اینترنت نیومده بودم احساس می کردم همه هم مث من شدن اما دیدم بقیه از من بهترن!! خوشحالم اون کتابه داره چاپ می شه

مامان آيسان

کمک. من می خوام مطلب جديد بنويسم اما وقتی وارد قسمت مربوطه می شم يه پيام می ياد به این مضمون:your access has been denied because of access control و کلی نوشته ديگه. به هر حال فعلا دسترسی ممکن نيست. حناق گرفتم. راهی برای دور زدن اين محدوديت نيست؟ البته خواستم برم به هوای ويرايش متن قبلی در ادامه اش پيام جديد بنويسم که گول نخورد.

ریحانه

سلا م هايده جان . خوبی؟ آيسان دستش شکسته ؟ بميرم. زودتر خوب شه الهی. راستی اين شعر خيلی قشنگ بود.

گیتی

سلام هايده عزيز... نمی دونستم دست آيسان شکسته ... طفلکی خيلی سختشه ... اميدوارم زود خوب بشه ... راستی خوب خوب شعر می‌گی ... موفق باشی

مامانی

سلام مامان آیسان. الهی من نمی دونستم دست آیسان جون شکسته .آخه چرا ؟ ایشالله که زود خوب بشه . امیدوارم که بتونی کتابت رو بنویسی و زود زود هم چاپ بشه .موفق باشی .

معلمي از بهشت

سلام دوست عزبز ممنون از لطفتون.از آشنايی با شما خوشحالم برای دختر کوچولوتون آرزوی سلامتی می کنم و برای شما ارزوی موفقيت.شعرهاتون زيبا و با محتوان حتما چاپشون کنيد.

hadi

سلام...وای دفترچه ممنوع کتابی که باعث شد من يک سال و اندی پيش شروع به وبلاگ نويسی کنم...دوم کی دست ماهی کوچولوی خوشگل شکسته؟ سوم در مورد شعرتون فقط خوب بودند نه بیشتر...چهارم هر وقت آبدیت کردین اگر ممکن است خبرم کنید زیزا من زیاد دسترس به اینترنت در این دانشکده مسخره ندارم...در پایان بعداْ بیشتر در مورد شعر شما خواهم نوشت...من به ژان‌دارک قول داده‌آم

hadi

راستی شعراتون رو چاپ کردين خبرم کنييييييييييييييد...من به ژان‌دارک قول داده‌آم...