هذيان شبانه

 

بعد ازمدتها امشب با خودم خلوت کردم و وقت کردم کمي فکر کنم. شهريور ماه شده وتا چشم به هم بزنيم مهر از راه رسيده. اين مقطع برام مهمه چون يک  سال ديگه هم به نيمه مي رسه و اگه آدم نخواد يه دفعه آخر سال بفهمه که يک سال ديگه از دستش رفته وهيچ گ...ي نخورده ميشه يک نگاهي به چند ماه گدشته و روالش بکنه و اگر بر وفق مراد نبود شايد بشه يه جورايي جبرانش کرد.  وقتي به چند ماه قبل نگاه مي کنم مي بينم الحمدلله از بابت اينکه هيچ اتفاق بد و غير منتظره اي توي خونه و خونواده درجه يکمون نيفتاده خيلي هم خوبه و جاي شکر داره ( اينقدر تو چند سال گذشته بلاهاي عچيب غريب ناگهاني از بيماري لاعلاج بگير و ورشکستگي يک شبه و ... به صورت ناگهاني براي خانواده ما اتفاق افتاده که به قولي اگر خبر بدي نباشه يعني همه چي خوبه) . اما از طرف ديگه وقتي به جزئيات نگاه مي کنم مي بينم خيلي کارا بايد مي شده که نشده:

  • وضع روحي وامونده من زياد تعريفي نداره و هيچ بهتر نيست . خيلي بي انگيزه و بي انرژي شدم و اين لختي و بي حسي داره منو مي کشه. هزار بار تصميم گرفتم ورزش کنم ،بيشتر مطالعه کنم ، ديگه سيگار نکشم ، يوگا و مديتيشن رو جزو برنامه روزمره ام بگذارم اما نتيجه؟ ........يه چيزايي تو مايه زرشک!

  • از نظر مالي اوضاع در کل بدک نيست و قرضهاي سنگين ما به واسطه همون شبه ورشکستگي يک شبه که گفتم تا حد زيادي رفع و رجوع شده ولي پيشرفت ؟ ....... استغفرالله!

  • از نظر روابط خانوادگي رابطه مثلث من و همسر و آيسان درحال حاضر قابل قبوله . اما با بزرگتر شدن آيسان و دوره مهمي که تو اونه ( يازده دوازده سالگي ) احساس مي کنم نياز به ظرافت بيشتري توي رفتار همه مون هست. گاهي کنتاکت هايي بين اون و باباش پيش مياد يا الگو برداري هايي توي رفتارو گفتارش از اين و اون مي بينم يا توقعاتش از ماها که نگرانم مي کنه. احساس مي کنم مقطعيه که خيلي حساسه و احتياج به يک چسب کاري حسابي هست  که اين رابطه رو يه جورايي مستحکم کنه. اما چه جوري ؟ نمي دونم. واقعا نمی دونم.

  • از نظر روابط دوستانه  و ارتباطات اجتماعي گر چه کم رفت و آمد نيستيم و با گروههاي مختلفي در ارتباطيم اما متاسفانه رابطه ها به نظرم خيلي سطحي و ابن الوقتي مي ياد. روشن تر بگم دوست جون هايي که بشه باهاشون احساس صميميت کرد کم مي بينم. ( البته جز شما!)

فقط اميدوارم. اميييييييييييييد به اينکه يه جورايي حس فکر کردن، راه حل درست پيدا کردن و عمل به اون تو من رشد کنه و شرايط بيرونی هم هموارتربشه .

پ.ن. من امروز يک دوره درمان هوميوپاتي رو براي وضعيت گوارشيم که خيلي به هم خورده بود شروع کردم و دو تا قاشق از يک معجون محلول دريک ليوان آب روخوردم که تا يک ماه ديگه داروم همينه. يه آبجي خانم دارم که خيلي مريد اين آقاي هوميوپاته و منو اغفال کرده و به اين راه کشونده. نتيجه رو براتون گزارش مي کنم.شايد دفعه بعد داروي رفع هذيان شبانه بگيرم. ساعت دو ربع نيمه شبه و  صبح اول بايد بريم  مدرسه جديد آيسان مانتوش رو بگيريم و بعد هم آيسان رو برسونيم خونه خواهرم که با دخترخاله  و دختردايي و دوستاشون بره استخر و بعد همسر منو برسونه سرکارو تاشب هزارتا کارديگه .....................

/ 21 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضوان

سلام . تا روز تحقق بزرگ ترین آرزوها همیشه می توان گفت : این نیز بگذرد ! امیدوارم که به خیر بگذرد ! شاد باشید و پاینده... .

daanaa

بنام خدا شما که خيلی هم شاديد.

هادی اکبری

سلام...خوش بگذره مسافرت...ممنون که به فکر هستی...حالا تا بعد از برگشتن از مسافرت...خوش باشيد...به اين دختر تنبل‌آت هم بگو :چه‌قدر ما بايد بريم و چيز جديد نبينيم تو اين بلاگ‌تات...بگو تعطيل‌اه خيال ما راحت شه ديگه...تا بعد يا علی

درنا

تو که عينا حرفهای دل من رو زدی هايده جان اگه راه حلی پيدا کردی به منم بگو. اميدوارم که به ارامش درونی برسی خانومی

لوسيفر

دوست عزیزم در وبلاگم موضوع نقش زن و مرد مدرن در خانواده و اجتماع را مطرح کرده ام. اصولا آیا تحولات اخیر جامعه نقش های زنان و مردان را به هم نزدیک تر کرده است؟ خوشحال می شوم اگر نظرت را در مورد حضور و فعالیت بیشتر زن در اجتماع و حضور بیشتر مردان را در خانواده بدانم.

بهانه

قبل از هرچيز براي نبودن اتفاق ناخوشايند تو زندگي طي چند وقت اخير خوشحالم و اميدوارم هيچوقت ديگه اتفاقاتي كه گفتي برات پيش نياد يا حداقل به صورت سطحي و معقول باشه. در مورد ارتباطات دوستانه كاملا باهات موافقم نمي دونم چرا ديگه نمي شه مثل گذشته ها دوستان خوب و اقعي داشت و رفت و آمد كرد به هرحال اميدوارم كه همه چيز به خوبي پيش بره و هيچوقت مشكلي براي هيچكس علي الخصوص براي شما نباشه. ضمنا من به هميوپات اعتقادي ندارم ولي منتظر نتيجه شما هستم. آيسان و ببوسيد شاد و سلامت باشيد

کلاغ سياهه

سلام. ميدونی هيچ کسی رو نديدم که کاملا از زندگيش راضی باشه. اميدوارم هميشه زندگی معمولی باشه که همون معمولی بودن يعنی خوشبختی

سپيده

اين مشکلات کم وبيش همه جاهست.من هم بادخترم مشکل دارم گاها.راستی بالينک موافقی؟

هادی اکبری

سلام... خوبيد؟ هنوز برنگشتيد از مسافرت؟..خوش می‌؛ذره قطعاْ...تا بعد يا علی