شما بگيد. بخنديم يا گريه کنيم؟

حيفه از اين شاهکار مديريت پروژه بی خبر بمونيد. عکسی که در زير می بينيد بنای يادبود شهرک شهيد محلاتی است و ماجرا هم از اين قراره که اين اسکلت فلزی عظيم و پر هزينه دو ساله تمام شده اما پروژه متوقف مانده . حالا چرا ؟؟ چون اين جناب جرثقيل عظيم الجثه که معمولا بايد کنار بنا باشه به لطف دقت نظر کارفرما و پيمانکار پروژه داخل بنا مانده و تا پايان کار اسکلت هم کسی متوجهش نشده و حالا دوساله همه دست به دهان ماندند که چه جوری اين جرثقيل رو بيرون بيارند. شاهکاره نه ؟ به قول افشين دمت گرم بابا دمت گرم!!!04.gif

 

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادي

سلام..اول..تولد آيسان رو تبريک می‌؛م و به‌اش بگو من هنوز به وبلاگ‌ات سر می‌زنم...چرا آپ نمی‌:نی ماهی کوچولو....دوم در مورد عکس..بهترين کار سکوت‌اه...من به ژان‌دارک قول داده‌آم

ميم

سلام مامان آيسان عزيز . اينجا هم نزديک خونه ی ما يک ساختمون خوش آب و رنگ هست که خيلی قشنگه اما معمارش بعد از تموم شدن ساختمون خودکشی کرده چون يادش رفته بوده برای ساختمون توالت طراحی کنه!!! :--) .تولد آيسان رو هم با تاخير فراوان به خودش و شما تبريک مي‌گم .

علی

وبلاگت خیلی جالبه...! متنای جالبی داری! امیدوارم همیشه موفق باشی اگه تونستی به ما هم یه سر بزن ممنون

علی

وبلاگت خیلی جالبه...! متنای جالبی داری! امیدوارم همیشه موفق باشی اگه تونستی به ما ه

آرش

واقعيه اين عکسه؟؟؟ پی نوشت: خدائی اگه واقعی هم باشه جای چندان تعجبی نيست احتمالا.

tinab

سلام سر گاو تو خمره گير کرده ولی غصه نخور ميشه با هزينه بيشتر هم گاو و هم خمره را سالم نجات داد . در صنعت ما از اين اتفاقها زياد تکرار ميشه . در شرکتی با ده ها مهندس و کارشناس ژاپنی محصولی ساخته شد که آخر کار از در کارگاه بيرون نمی رفت و مجبور شدن در و ديوار های اطراف را موقتا خراب کنند تا محصول خارج شود

ليلا

سلام ببخشيد خيلی خنديدم ولی يه دوستی اينجا داشت اين شاهکار را می ديد می دونی چی می گفت ؟؟؟ گفت اينها نتيجه همون سهميه های فرزندان ....و غيره و غيره

افشين شوآن

راستش همش فقط اين نيست. هنوز خيلی چيزا را نميدونيم. مثلا اين که پولهای نفت ۸ ماه اول سال۸۴ کجا می رفته